X
تبلیغات
رایتل

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان

عطسه کرد ابلیس!
عطسه کرد ابلیس، برگ سبزی از ایمان نماند
غیر زنبیل کبود میوه ی عصیان نماند
سایه ای مجهول خشم آگین گلویم را فشرد
خم شدم تا سنگ بردارم شبح – شیطان – نماند
مردی از خاکستر خمیازه ی دوزخ دمید
تا به خود آمد دلم آن روح سرگردان نماند
رفته بودم تا گلویی تر کنم از آسمان
دود شد ابر کریمش چکه ای باران نماند
روزه دارم لحظه ی افطار نزدیک است حیف
در میان سفره ام یک استکان ایمان نماند
ساعت تجریدی افطار را دستی نواخت
پلک تا بر هم زدم آن سبز ناگاهان نماند
کاش می پرسیدم از خود نیمه شب غرق سکوت:
چشمه ای روشن چرا پای سپیداران نماند؟
یک ستاره در شب سرد دلم سوسو نزد
سنگ شد چشمم دخیل حضرت باران نماند
رهسپار جاده ی تاریک ابهامم هنوز
این خطوط گیج پیچاپیچ را پایان نماند

فقط با گل سرخ

فرو ریختم در خودم زرد زرد
ترک خورده چون بغض یک شب نورد
فرو ریختم روی دست خودم
نشستم شکستم ولی مرد مرد
و ابر غزل‌های قدیس من
بر آیینه بارید صد آیه درد
فقط دشنه چیدی از این دست ها
دل ای کولی خستة دوره گرد
چنان دشنه‌هایی که حتی شغاد
شقاوت چنان با تهمتهن نکرد
درو کرده‌اند از دل آواز عشق
شبیه کلاغان نفرین سرد
تو محکوم یک اتهام بزرگ
سیاوش با شعله‌ها هم نبرد
ولی اقتدا کن به باران و از
مسیر کبوتر شدن برنگرد
فقط با گل سرخ هم ایده باش
و سمت شقایق تو را رویکرد
و دست توسل به دامان موج
هوا دار دریا بمان مردمرد

[ یکشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1387 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 413571