X
تبلیغات
رایتل

شعر و دل نوشته ها
مجموعه شعرهای منتشر شده:۱-یک باغ زخم تر ۲-سبز سرخ ۳-روی شانه ی اروند ۴- و زلیخاست که بر پیرهنم می گرید ۵-پرندگان پراکنده اند انسانها ۶- زمز 
لینک دوستان
http://jana.ir/images/stories/monasebat/emamreza1.jpg
دور گلدستــــه ی شـــهیــدت دیـــــد بال بال کبـــوترانــــــت را
محــو گلدسته ناگهــان حــس کرد گونــه هــایـش نم اذانت را
خــوش به حــال کبـــوتران شما چه فــرودی شنـــیدنی دارند!
می شــود با فرودشان حس کرد کوچه در کوچه آســمانت را!
همـــه ی آفــتاب گردان ها رو به سـمت ضــریــح وا شـــده اند
جلـــوه ی کوچــکی ســت فروردیـن وسعــــت بـاغ ارغـوانت را
به زمـین دوخـت باز چـشم ترش حبه در حبه زخـم بر جگرش
گــریه ســـر داد و آن طرف تـردید قسمت شعله دشــمنانت را
لعـن مأمـون کـه بر لبــش رویید ابن ملجـــم مقابلــش رقصید
کــرد نفـــرین به هــر دو کافر کیـــش تا ببــیند خـــط امانت را!
دعبل آمد نشـست پهلویش قطعـه قطعه قصیـده اش را خواند
دید در خلسـه ای پیاله به دست باده نوشـان بی نشـانت را!
دید اباصلت را که بر بدنـت نیمه شب با کسی نشسته غریب
دستمالی به تسلیت مـی داد ماه خوش لهجــه ی جوانت را!
آه دریـــــا اگــر مـــی آوردم با خــــودم از جنـــوب کشـــورتــان!
برکـــه ای کوچــکم چـــه بنویســـم حجم  انـــدوه ماهــیانت را
روی دســتم نشســته قاب حــرم، پدرم بی قــرار منتــظرست
می برم هدیه ســوی خواهر خود مهر و تسبیـح و زعفرانت را!
ســـر به زانــو دوبــاره زمــزمـــه کرد، مقتــل غربت شهــیدت را
روضـه ای خواند و انتظار کشید، سیبی از روضــه ی جنانت را!
[ جمعه 21 آبان‌ماه سال 1389 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ محمد حسین انصاری نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 413268